ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

36

لمعات الهيه (فارسى)

بدون اعتبار عقل و ملاحظه وهم ، و پيش از تطبيق اول ، سلسله دوم خود ، به خود منطبق بود بششم سلسله اولى ، دومش بهفتم آن و على هذا القياس الى غير النهاية . و معنى تطبيق آنست كه اين نسبت متبدل شود به نسبت ديگر ، به اين معنى كه عقل باعانت وهم بگرداند اول سلسله دوم را در ازاى اول سلسله اولى ، و به مجرد اين عمل دوم سلسله دوم ، در ازاى دوم سلسله اولى و سومش در ازاى سوم آن واقع مىشود ، و در ساير مراتب احتياج بتطبيق عليحدة نمىباشد ، بلكه تطبيق اول متضمن همهء اين تطبيقات ، و مرتبهء اول اجمال آنهاست ، و اين معنى به جهت اتساق نظام و اتصال معنوى و تميز و ترتب و اجتماع خارجيست كه باعتبار عليت و معلوليت در ميانه آن دو سلسله حاصل است ، و اين اتصال معنوى در منزله اتصال حسى وضعى است كه در ميانه اجزاء زنجير و نخ حاصل است ، نمىبينى كه هرگاه زنجير يا نخ را به ديگرى تطبيق كنى اگرچه هريك در جاى خود قرار گرفته باشند به مجرد تطبيق اول به اول ساير اجزا نيز منطبق مىشوند و احتياج بتطبيق عليحده نمىباشد ، و حال آنكه اتصال و ارتباط در ما نحن فيه اشد و اقوى است چنان كه بر صاحبان فطنت صحيحه مخفى و مستور نيست . از اين تحقيق جواب اعتراض آن سيد بزرگوار منكشف و ظاهر گرديد و معلوم شد كه باستحضار امور غير متناهيه و كندن غير متناهى از مقرّ و درجهء خود در باب تطبيق احتياج نيست . « الحمد للّه ملهم الصواب » . [ تقرير برهان دوم بر بطلان تسلسل ] دوم ، برهانى است كه سلطان المحققين نصير الملة و الحق و الدين المحقق الطوسى القدوسى « قدس سره » از برهان تطبيق بيرون آورده در كتاب تجريد ذكر فرموده‌اند بيانش آنست كه معلول اخير را از سلسله غير متناهيه جدا مىكنيم ، ما فوق معلول اخير موصوف است بعليت نسبت بمعلول اخير ، و بمعلوليت نسبت بمافوق خودش ، و همچنين هرمرتبه از مراتب موصوف است بعليّت و معلوليت از اين دو جهت ، پس دو سلسله بهم رسد ، يكى از علل و ديگرى از معلولات ، اگرچه ذوات علل و معلولات در واقع و نفس الأمر متحد باشند ، و ليكن باعتبار دو وصف عليت و معلوليت متغايرند ، پس